Mandagarana

او که شادمانی مردم من را نمی خواهد از ما نیست ، او برده بی مزد اهریمن است. زنان میهن من بزرگوار و برازنده اند ،خان و مان مردم من شادمان و سترگ است ، پدران ما دانا و فرزندان ما دلیرند ،بدین ‌نشان هرگز شکست نخواهیم خورد بدین ‌نشان هرگز فریفته نخواهیم شد. کوروش کبیر

برگی از کلیله و دمنه (داستان خرگوش و شیر) با قدمت هفتصد سال
نویسنده : Gareaghaji - ساعت ۸:٠٤ ‎ب.ظ روز جمعه ٢٧ آبان ۱۳٩٠
 

برگی از کلیله و دمنه، ابعاد نقاشی: 10.5 در 18.5 سانتی متر، ابعاد صفحه: 33.7 در 21.9 سانتی متر، قدمت: سال 1333 میلادی  (678 سال پیش)، منطقه ی جغرافیایی: شیراز، محل نگهداری: موزه ی متروپولیتن

بخشی از متن داستان که در دو سوی نقاشی دیده می شود چنین است:

و گفت در این چاهست و من از وی می ترسم. اگر ملک مرا در بر گیرد، خصم را بدو نمایم. شیر او را در بر گرفت و در چاه نگرست. خیال خود و از آن خرگوش در آب بدید. او را بگذاشت و خود را در چاه انداخت. غوطی چند بخورد و نفس خون خوارجان شکر را بمالک سپرد و خرگوش بسلامت باز رفت و وحوش را از صورت حال شیر آگاهی داد و گفت او را در آب غوطی دادم که چون گنج قارون خاک خورد شد. همه بر مرکب شادمانی و مسرت سوار گشته و در مرغزار امن و راحت چوپانی (؟) نمودند.

مرجع: وبگاه موزه ی متروپولیتن