Mandagarana

او که شادمانی مردم من را نمی خواهد از ما نیست ، او برده بی مزد اهریمن است. زنان میهن من بزرگوار و برازنده اند ،خان و مان مردم من شادمان و سترگ است ، پدران ما دانا و فرزندان ما دلیرند ،بدین ‌نشان هرگز شکست نخواهیم خورد بدین ‌نشان هرگز فریفته نخواهیم شد. کوروش کبیر

بشقاب میناکاری شده ساسانی ( شاهکار ایران باستان )
نویسنده : Gareaghaji - ساعت ٢:٥۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱٢ آذر ۱۳٩٠
 


بشقابی، مینا کاری شده با نقش شکار قوچ توسط پادشاه. حدود قرون 5 یا 6 میلادی، امپراتوری ساسانیان، ایران، ابعاد 4.6 * 21.9 سانتی متر، موزه متروپلیتن.

شاهکاری تلفیقی از هنر تذهیب (طلاکاری) و مینا کاری بر روی نقره. صحنه شکار پادشاه، از اجزای اصلی طراحی روی بشقابهای نقره ی امپراتوری ساسانی و اکثرا با نقوش شاپور دوم بوده است . تصاویری که در این بشقابها نقش می شده، سمبلی از شکست ناپذیری، دلاوری و تسلط پادشاهان ساسانی است . این بشقابها، به عنوان هدایایی به بستگان نزدیک دربار و یا حکم رانان محلی، اهدا می شده.

در این تصاویر، پادشاه چندین مشخصه عمده دارد. تاج پادشاهی، نشانی به شکل گوی بالای تاج، هاله ای نورانی به دور سر، تیردان، زه کشیده ی کمان و روبانهای در اهتزاز. یکی از خصایص تاجهای ساسانی، کره ای است که بر روی آن تعبیه می شده و اندازه و وزن آن در تاجهای مختلف متفاوت بوده است. این شکل کروی از یک رسم شرقی (رایج در هندوستان تا شرق ایران) که موهای جمع شده را با دستمال ابریشمی می پوشاندند و «این دستمال از انتهای بالا بیرون می آمد، اقتباس شده است. اما با گذشت زمان، گوی جایگزین موی حقیقی گردید و نماد قدرت و زمین و خورشید شد.

به طور دقیق، مشخص نیست که کدام پادشاه ساسانی در این بشقاب، تصویر شده. از مشخصات شکل تاج، بر می آید که این نقش، احتمالا مربوط به پیروز (فیروز) اول (459 تا 484 میلادی) هفدهمین پادشاه ساسانی و یا کواد (قباد) اول (488 تا 531 میلادی) پسر پیروز و هجدهمین پادشاه ساسانیست . باید گفت که تنوع تاجهای ساسانی بسیار زیاد است، زیرا انواع و اقسام آنها بر روی سکه های فراوان این دوره و نقوش سنگی و بشقابهای فلزی ساخته شده است.

ظروف و جامهای نقره ای ساسانی، را ابتدا با چکش کاری شکل می داده و سپس با شیوه های پیچیده ی مهندسی، می آراستند. در این بشقاب، برای تشکیل نقش برجسته، اجزای مختلف تصویر را از نقره بریده و لبه های آنها را به هم چسبانده اند. آنگاه با آلیاژی از طلا و نقره آنرا آبکاری کرده، برای تکمیل نقش قسمتهایی را با آلیاژی فلزی از نقره و گوگرد به رنگ سیاه میناکاری کرده اند. نتیجه، اعجاب آور است. شاهکاری تصویری از کنتراست و رنگ .

مفاهیم و شخصیت های وابسته به متن :

شاپور دوم :

شاپور دوم (۳۰۹-۳۷۹ ترسایی)، یا «شاپور ذوالاکتاف (شانه سنب)» ،[۱] از شاهان دودمان ساسانی بود. از شاپور دوم سنگنوشته‌هایی در تاق بستان و مشگین‌شهر به یادگار مانده‌است.شاپور در سال 379 میلادی ، پس از 70 سال سلطنت درگذشت. برای اطلاعات بیشتر در مورد شاپور دوم به این مطلب همین تارنما بروید.

پیروز اول :

پادشاه ایران پسر یزدگرد و نواده ٔ بهرام گور.

کواد اول :

قباد. [ ق ُ ] (اِخ ) پسر فیروز نام پدر انوشیروان است  . حلوان و کازرون رااو بنا کرد. (برهان ). قباد پسر فیروزبن یزدگرد و پدر انوشیروان نوزدهمین از پادشاهان سلسله ٔ ساسانی است (488531 م .). هنگامی که بلاش گرانمایه برادر وی به تخت سلطنت نشست قباد که نیکرای لقب داشت برخلاف او سلوک نمود و پنهان بسوی ترکستان رهسپار گشت و در نیشابور به خانه ٔ دهقانی فرود آمد و دختر او را به زنی بگرفت و او را باردار ساخت . و سپس خود را به ترکستان رسانید و مدتی نزد خاقان ماند و سرانجام پادشاه ترکستان سپاهی گران ملازم او گردانید تا به ایران مراجعت نموده و سلطنت را از تصرف برادر بیرون آورد. قباد با آن لشکر بسرعت حرکت کرد و چون به نیشابور رسید و دانست که در آن شهر دارای فرزندی شده است بسیار خوشحال شد و نام او را انوشیروان گذاشت . همان روز پیکی ازمدائن خبر مرگ بلاش و اتفاق بزرگان و سرکردگان ایران را بر سلطنت قباد به عرض رسانید. قباد بر اورنگ شاهی تکیه کرد و زمام امور کشور را به دست سوخرا نهاد. ولی سرانجام از قدرت او اندیشناک گردید و شاپور را مأمور دفع وی گردانید. سوخرا را به زندان افکندند و چیزی نگذشت که او را کشتند. مدت سلطنت قباد چهل و سه سال بود. مزدک در دوران سلطنت وی دعوی نبوت آغازید و مذهب اباحت و اشتراک در میان آورد و در زیر آتشکده ای سردابه ای ترتیب داد و سوراخی متصل به آتش گذاشت وکسی را در آنجا پنهان ساخت . آنگاه قباد را به کیش خویش دعوت کرد و گفت معجزه ٔ من آن است که آتش به من سخن میگوید. پادشاه به آتشکده رفت و مزدک در حضور پادشاه هرچه خواست به آتش گفت و جواب شنید. قباد به وی گروید و کار مزدک بالا گرفت . بزرگان فراهم آمدند و قباد را از سلطنت برکنار کرده و به زندان انداختند و برادرش جاماسب را به جای او نشاندند که آتش فتنه ٔ مزدک را فرونشاند. قباد به تدبیر خواهر خود از زندان گریخت و به شهرهای هیاطله رفت و از شاه آن سامان کمک خواست . پس از چندی سی هزار تن از آن مردم کمر مدد و یاری او بر میان بستند و قباد با آن سپاه به مدائن روی آورد و چون به مقصد نزدیک شد شورشی بزرگ در کشور پدید آمد و سرداران ایرانی و جاماسب به لشکرگاه قباد برای عذرخواهی شتافتند. قباد از گناه همه درگذشت و برای بار دوم بتخت سلطنت نشست و زمام کارهای مملکت را بدست زرمهر پسر سوخرا سپرد و دیگر به حال مزدک و پیروانش نپرداخت . (کامل ابن اثیر چ یکم جزء یکم ص 182 و183 و تاریخ حبیب السیر چ خیام ج 1 ص 238، 241، 260 و تاریخ گزیده چ لندن ج 1 ص 114، 115، 752). ابن بلخی آرد: قباد پسر هرمزبن کسری انوشیروان است . وی به ترکستان پرورش یافت . او را به اتفاق بنشاندند ولی بیش از سه ماه پادشاهی نکرد. (فارسنامه ٔ ابن البلخی ص 89)

میناکاری :

در کتاب “بررسی هنر ایران” اثر پروفسور ارثراپهام پوپ درباره ی هنر میناکاری چنین آمده است:

«مینا کاری هنر درخشان آتش و خاک است، با رنگ های پخته و درخشان که سابقه آن به 1500 سال پیش از میلاد می رسد و ظهور آن بر روی فلز در طول سده ی ششم تا چهارم پیش از میلاد و پس از سال 500 پیش از میلاد مشاهده می شود. هنر میناکاری در ایران بیش از نقاط دیگر تجلی داشته  و یکی از نمونه های قدیمی آن  درعهد صفویه توسط شاردن جهانگرد فرانسه ذکر شده است که قطعه ی مینایی از کارهای اصفهان بوده، مشتمل بر طرحی از پرندگان و حیوانات بر زمینه گل و بته به رنگ آبی کم رنگ و سبز و زرد و قرمز.»

در مورد سابقه ی هنر میناکاری در ایران لئوبرونستین و اروین مرگولیسErwin Margulies یادآور شده اند که سابقه این هنر در ایران به زمان اشکانیان و ساسانیان می رسد؛ ولی استفاده از آن در آغاز اسلام ، تا پیش از حکومت ایلخان مسلمان مغول ، غازان خان (694 تا 703 هجری) روشن نیست. پادشاه در مدت کوتاهی به علم شیمی دست یافت و بر خلاف پیشینیان که مبالغ هنگفتی در راه پیدا کردن اکسیر صرف می کردند ترجیح داد که دانش و مساعی خود را صرف هنر میناکاری نماید.

هنر میناکاری را می توان یکی از اختراعات خلاقه ی بشر دانست ؛ زیرا این هنر شامل فعل و انفعالهای پیچیده ایست که به هم ربط داده می شوند. از یک سوی عوامل ساده ای از قبیل سیلیکوم و مینیوم و پتاسیم و از سوی دیگر سنگ قیمتی که ترکیب آنها مینا را به وجود می آورد. از این رو این یک هنر آزمایشگاهی است و در حقیقت ماده ای است از ترکیب اکسیدهای فلزات که بر اثر حرارت، رنگ های مورد نظر را به دست می دهد در اختلاط با نمک به دست می آید  در این عمل  رنگ ها با درجه حرارت و طول زمان حرارت ارتباط زیاد پیدا می کند. بنابراین برای دسترسی به این پدیده هنری زیبا باید آتش و حرارت به دقت مراقبت و مهار شود. مینا که طبعاً شفاف است ، شفافیت بیشتر خود را از اکسید قلع به دست می آورد که  ترکیبات آن از زمان های قدیم تا به امروز ثابت و بدون تغییر مانده است.

منابع :

سایت موزه مترو پلیتن

لغت نامه دهخدا